تو ..تو ..برو .!

نوشته شده توسط Tania در جمعه هشتم تیر 1386
|
رفتی که رفتی ..به همون جا که ندارم ..

نوشته شده توسط Tania در سه شنبه پنجم تیر 1386
|
روز میگذره که شب دنبالش میاد..!

نوشته شده توسط Tania در یکشنبه سوم تیر 1386
|
سهم من از تو چند تا بوسه بود؟!!

نوشته شده توسط Tania در شنبه دوم تیر 1386
|
-میشه وایستی؟
نه!
-میشه بری ؟
نه! هه! هه هه!!!

نوشته شده توسط Tania در شنبه بیست و ششم خرداد 1386
|
عمیق مثل ریشه یه درخت پیر و قدیمی ..

نوشته شده توسط Tania در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
|
گریز و درد ..

نوشته شده توسط Tania در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
|